موش کوچولو

بدون عنوان

1392/3/1 17:43
نویسنده : مامان پریسا
48 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیزکم...

امروز دومین روزی هست که مامان داره برات منویسه...

وای عزیزم...نمیدونی از دیشب که شروع کردم به نوشتن چقدر خوشحالم...دیگه

ذهن و دلم پر از فکر و حرف نیست...

دیشب وبلاگو به بابایی نشون دادم..خدا میدونه چی تو ذهنش گذشت...

 

میدونی دلبندم اوایل که با بابایی ازدوا کرده بودم اصلا تمایل نداشتم نی نی داشته باشم...

 

اما الان جای خالیه تو عزیزم رو خیلی خوب حس میکنم...

خیلی وقت ها که میرم بیرون اینقدر دلم میخواد برات خرید کنم...اما مامانی

نمیدونه که نی نی جونش قراراه دختملی باشه یا پسملی...


مامان از حالا خیلی داره فکر میکنه واست چه کار کنه..چه جوری تربییتت کنه...

نمیخوام ضعف ها و نقصهای من رو داشته باشی عزیزم...

مامان یک دفترچه داره دلبندم.. تو این دفترچه همه ی برنامه هایی که در مورد

تو دارم مینویسم تا یادم نره...

گل قشگم حس میکنم محبت بین ماه هیچ انتهایی نداشته باشه...اونقدر

عمیقو محکم که هیچ عنصری نمی تونه از بین ببرتش...

عزیزم رو دوران بارداری خیلی حساسم..

نمیخوام چیزی کم بزارم واسه سلامتیه خودت و خودم... میخوام از نظر

وزن.قد.هوش عالی باشی عزیزم...

حتی تصمیم دارم واسه قبل بارداری و دوران بارداری و زایمان برم مشهد..و

ازمایش های بدو تولدت رو

اونجا ازت بگیرن دلبندم...


 یکی یک دونه ی من تو دل مامان خیلی حرفا هست که بهت بگه...اما الان وقتش نیست بدونی نازنینم...

عزیزم اینقدرررررر دوست دارم که نگو... بابا محمد یک طرف قلبم تو هم یک

طرفه دیگه جینگولم...

راستی دلبندم من و بابا محمد  فروردین 1390 ازدواج کردیم و تا این لحظه2 سال و

یک ماه از باهم بودنمون میگذره...

دوست دارم عزیزم...




 

 

 






پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

arezoo
1 خرداد 92 17:56
سلام انشاالله که نی نی زود بیاد تو دلتبه ما هم سر بزنین
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به موش کوچولو می باشد